This site belongs to Iranian Canadian Congress Members Association (ICCMA).
ICCMA tries to gather and keep all information related to ICC.

این سایت سعی دارد که کلیه اطلاعات مربوط به کنگره ایرانیان را جمع آوری و نگاهداری نماید
#
Medi Shams

December 14 at 6:54PM

  در مقابل کنگره ایرانیان سجده میکنم
1

Kavoos Soofi Siavosh

  1  
2
3
  Kavoos Soofi Siavosh December 14 at 9:20PM   34 نفر از فعالین کامیونیتی را در یک پست تگ میکنم و بی احترامی مهران فرازمند به یکی از اعضای کامیونیتی را به اطلاعشان میرسانمو .ازشون طلب کمک میکنم تعداد کمی نظرشون را مینویسند تعدا کمی با لایکشون مسئله را تایید میکنند و تعدادی هم بلافاصله به من تلفن میکنند و نظراتشون دور از چشم عموم با من در میان میگذارند اما 24 نفر هیچ واکنشی از خود نشان نمیدهند.
چرا؟
         
 
Medi Shams     مهدی شمس در تاریخ ۵ سپتامبر از فوروم کنگره اخراج گردید
1

Ardalan Sky

December 14 at 7:28PM   درحالی که مردم سوریه در ناامنی و هرج و مرج هستن و زیرساخت هاشون توسط اسرائیل درحال بمبارون و نابودیه، بلاگر اسرائیلی وارد مناطق تازه تصرف شده سوریه میشه و مشغول اسکی کردن هست!
درواقع بااستفاده از دو ابزار «زن» و «رسانه» اشغالگری و نابودی یک کشور توسط وحشی ترین قوم تاریخ رو با تصاویر زیبا عادی سازی میکنند!
بعد یک عده به ظاهر ایرانی در کانادا هم کاسه داغ تر از آش، تشویقشون میکنن، اوج نفهمی
  Nassim Noroozi December 14 at 6:16PM   لکن اینطور نباشد که وقتی در مقابل فکتها کم میاورید، به حواشی بپردازید و به مقایسه های ایراددار.
که هر دو مصداق مغلطه ی شاهماهی سرخ دودی و
همسان سازی جعلی هستند.
  Ardalan Sky December 14 at 1:40PM   از هوش مصنوعی خواستم که در یک تصویر فرهنگ و تمدن و عزمت و شکوه ایران به نمایش بگذاره سپس برام یک متن تنظیم کنه که درود بفرستم برهمه وطن پرستان
نتیجه جالب شد:
 

Reza Akbari

December 14 at 7:32PM   از صدای زن می‌ترسید. از موی بی‌تاب، از اندامِ آدمیزاد، از سیم‌های ساز، از کاروانسرای ایرانی، از نغمه‌ی سحرانگیزِ موسیقی می‌ترسید.
‏از زیبایی و جوانی می‌ترسید. از «از خون جوانان وطن» می‌ترسید. از اسم قربانیان‌تان می‌ترسید. از خاطره‌ی آن‌ها که از دست رفته‌اند، از صدای گمشده‌شان، از روایت کردنِ کشتارهای‌تان می‌ترسید.
  Ardalan Sky December 14   Instagram Reel
  Ardalan Sky December 14   Instagram Reel
         
Iranian Canadian
Congress (ICC)
   
   
Iranian Canadian Journal    
   

در مقابل کنگره ایرانیان سجده میکنم

اگر هر کسی مانند ما از طریق کنگره ایرانیان آموخته اید پی میبرد که با همه دردسر هایش این نهاد در۱۶ سال وجودیتش خدمت بزرگی به کامیونیتی ایرانی کرده است.

فقط به این مطلب بنگرید. اگر کنگره ایرانیان وجود نداشت چگونه میتوانستیم به فقر که چه عرض کنم، جهالت به کنار، به فلاکت، رذالت و ذلالتی که بیشک اثراتی از آن در تک تک ما هست پی ببریم. مخصوصن کلی صحبت میکنم، حتی اگر به کسانی بربخورد.

من خودم را نسبت به محمد وحیدی‌راد، مونا برقعی، نسیم نوروزی، آرزو خدیر، بیگانه نمیدانم و نمیخواهم با «دیگری» بوجود آوردن خودم را تبرئه کنم.

همینقدر که اجازه داده‌ایم که افرادی با چنین خصوصیات اخلاقی به مدت چهار سال این نهاد را در حاکمیت خود داشته باشند، حتمن اثراتی از این فرهنگ در ما هست که واکنش جدی‌تری به آن نشان نداده‌ایم.

فائزه معمار واقعن که دستمریزاد، گل کاشتی

بدون توهین، پرخاش، دروِغ و افترا خانه را از بیخ و بن لرزاندی و موفق شدی نه تنها پرده‌هآ را از هم بدری، هویت که چه عرض کنم، دل وروده‌ها را هم بیرون بریزی. جالب‌تر از همه اینکه در این مطلب خودت اصلن حضوری هم نداشتی.  


کامنت اول

افراد را یک به یک از فوروم کنگره فراری داده و یا اینکه اخراج کردند. از جمله من که از تاریخ 5 سپتامبر دیگر حتی حق مشاهده صفحه را هم ندارم. همسویی فقط از نظر سیاسی نیست. همسویی فرهنگی از آنهم بدتر است. اولن به فرهنگ این کشور لطمه وارد میکند و دوم اینکه و زمینه را برای حضور و نفوذ جمهوری اسلامی در کانادا مهیا میکند. هویت ناشناس چه چیزی را غیر از لباس شخصی ها تداعی میکند؟ اینگونه برخورد ها و یورش گروهی مگر با رفتار بسیجی ها فرقی دارد؟ زمانی هم که در رابطه با این تعرضات واکنش نشان میدهیم میگویند که قصد داریم که جار و جنجال راه بیاندازیم. اگر آن ۳۴۰۰ نفری که کنگره را به همین دلایل ترک کردند فقط یک فوت میکردند، همه اینها را تا به حال طوفان برده بود. نیمی از گناه به گردن خود ماست. به نظر من بیرون انداختن این افراد از نهادی که نام ما را هم در بر دارد از نون شب هم واجب تر است. خدمت تو سرمان بخورد اول کاری کنیم که مجبور نباشیم خفت بکشیم. جالب توجه نحوه رفتار هییت مدیره‌ای با اکثریت زنان با یک زن معترض کامیونیتی است. من از فائضه عزیز به خاطر رفتار نامردانه این افراد پوزش میطلیم.

کامنت دوم

برای بیان منظور در رابطه با کنگره ایرانیان تا به حال مثال‌های زیادی زده شده‌اند، من هم سعی میکنم که به نوبه خود برای بیان منظور دو مثال را در میان بگذارم. البته با این روش زیاد موافق نیستم، چون زمانیکه گفتگو در میان است این نوع مثال‌ها توجه را از اصل مطلب دور میسازند. در صورتی‌که در نوشتار ‌که دعوت به تفکر و تعمق میکند، حکایات و مثال‌ها میتواند بسیار موثر قرار گیرند.

.
۱- سقف خانه‌ای که سالیانی را در آن گذرانده‌ایم چکه میکند، رنگ و گچ دیوار ها ریخته و خانه نیاز به یک تعمیر اساسی دارد. یا تعمیر میکنیم و یا اینکه خانه را تخریب و بنای دیگری جای آن بر‌پا میکنیم. ولی مطمئنن خانه را رها و بی‌صاحب نمیگذاریم تا از آن برای فعالیت‌های نامشروع و مخرب برای جامعه استفاده کنند.

.
۲- اتومبیل ما آنچنان به تعمیر نیاز پیدا میکند که ترجیح میدهیم آنرا جایگزین کنیم. آیا بدون برداشتن پلاک، اتومبیل تعمیری و از کار افتاده را کنار خیابان رها میکنیم تا با نام ما از آن سوء استفاده نمایند؟

.
زنده و یا مرده این نهاد هویت ما را همراه دارد که رهایی از آن ناممکن میباشند.

.
اگر اکثریت افراد کامیونیتی که حتی نام کنگره را تا به حال نشنیده ‌اند و در آن فعالیتی نداشته اند نسبت به وضعیت کنونی این نهاد بی‌تفاوتی نشان دهند، تعجب نخواهم کرد. ولی زمانی‌که فعالان دو آتشه در گذشته، نسبت به نهادی که هنوز فعال است و کسانی با نام آنها اهداف همسویانه خویش را میبرند بی‌تفاوتی نشان میدهند و تشویق به بی‌تفاوتی میکنند به تعمق فرومیروم. بخصوص که این افراد به اصطلاع و در ظاهر اینگونه نشان میدهند که با آنچه که هییت مدیره‌های کنونی انجام میدهند مخالف میباشند.

.
این مرا برمیانگیزد که به وقایع گذشته بازگردم و سهم هر کدام از این افراد را در مسیری که طی کرده و به اینجا رسیده‌ایم را بازنگری نمایم.


کامنت سوم

ترجیح دادم که که به احترام، مثال سوم را در کنار خانه و اتومبیل قرار ندهم.

.
۳- با مرده خود چه میکنیم؟ با این منطق که دیگر فایده و امیدی در آن نیست، آیا مرده خود را به کس و ناکس میسپریم؟ و یا اینکه طی مراسم خاصی، با احترامی بیشتری از گذشته به خاکش میسپاریم؟

.
نهادی که روزی واقعن به آن باور داشتیم، صد‌ها و چه بسا افرادی همچون من هزاران ساعت وقت صرفش کرده ایم، نه اتومبیل است و نه خانه که بسادگی جایگزین گردند. اگر به اهمیت کنگره ایرانیان پی برده بودیم، و دریافته بودیم که چنین نهادی یک پروسه است و نه یک محصول، میدانستیم که برای جایگزینی آن میبایست همان مسیر را طی کرده و با همان مشکلات برخورد کنیم.

.
و اگر در فعالیت‌های گذشته خود در این نهاد، حس تعلق لازم در ما وجود داشت، مطمئنن در انتخابات ۲۰۲۰ به گونه‌ای دیگر، و با گذشت بیشترعمل میکردیم. انتخابات ۲۰۲۰ گذر و گردنه‌ای بود که بسیاری از ما را در خود بلعید. انتخابات ۲۰۲۰ آینه‌ایست با تصاویری پاک نشدنی.
.
کاووس گرامی، خفت و خاری امروز ما، ارمغانی از انتخابات ۲۰۲۰ میباشد. بیاموزیم و به خود آییم و کاری کنیم که دوباره تکرار نگردد.

 

 

 

 

2024

December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January

2023

December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January

2022

December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January

December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January
2012 2013 2014 2015 2016 2017 2018 2019 2020 2021
December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January
December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January
December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January
December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January
December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January
December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January
December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January

December  
November   
October     

September
August      
July           
June

May

April

March

February

January 

December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January

December
November
October
September
August
July
June
May
April
March
February
January

 

Last Edited 04/01/2025 - No copyright restrictions on this site. For all comments on this site info@iccma.ca