#
|
Medi Shams |
|
|
|
| 1 |
|
August 18 |
|
درود بر همگی
چندنفر از دوستان لطف کرده اند و من را به این صفحه دعوت
کرده اند. ابتدا قصد داشتم بدون کلامی دعوت ایشان را رد
کنم، اما محترمانه تر دیدم که نظرم را بنویسم و دلیل
نپذیرفتن دعوت دوستان را برایشان تشریح کنم. چرا موافق
این حرکت یا حرکتهای مشابه نیستم؟
اول، راهکار ونقشه راه ارائه شده جدید نیست. قبلا به
دفعات امتحان شده و شکست خورده. هیات مدیره چندین مزیت
مختلف دارد که انجام این روش را غیرممکن میکند. آنها مزیت
اطلاعات دارند. یعنی بلافاصله بعد از عضویت هر فرد، آنها
به صورت خودکار و رایگان خبردار خواهند شد اما شما بعد از
خرج پول، که اخیرا مقدارش به صورت قابل توجهی افزایش یافته،
و بعد از زمان چند روز از تحولات مطلع خواهید شد. علاوه بر
این، آنها مزیت دسترسی به تعداد نسبتا زیادی طرفدار دارند
که در صورت لزوم به میدانخواهند آورد. این ظرفیت مچ کردن
را در گذشته به دفعات نشان داده اند. آخرین ارزیابی من که
مربوط به چهار سال پیش است میگوید آنها تا سقف پنج هزار
نفر را میتوانند در صورت لزوم به صحنه بکشند. اما شما بیش
از ۲۰۰۰ نفر نخواهید توانست بیاورید. علاوه بر اینها،آنها
مزیت نترسیدن هم دارند. دفاع از جمهوری اسلامی در کانادا
جرمنیست اما مخالفت با آن در ایران جرم است و افراد بسیار
زیادی که به ایران رفت و آمد دارند، از ترس دردسرهای
احتمالی به شما ملحق نخواهند شد. این را همان سه چهار سال
پیش هم نوشتم اما به جای اینکه جدی بگیرید، یک سری شعار
دادید که ترس بس است و غیره. نتیجه حرکت بی فکر را هم
دیدید.
دوم، بدون آنکه بخواهمتوهینی به شخصی کرده باشم، باید
بدون رودربایستی بگویم که ادمینهای این صفحه را در
ظرفیت رهبری چنین حرکتی نمیبینم. به دودلیل: یکی اینکه
خود این افراد خیلی شناخته شده نیستند. دوماینکه فکر
نمیکنم (شاید هم اشتباه میکنم) که ایشان شناخت دقیق و
مناسبی از کنگره داشته باشند. احتمالی همهست که رهبران
اصلی این حرکت افراد دیگری باشند. راستش را بخواهید همه
این سناریوهای ممکن را نامناسب میدانم.
سوم، بعد از استعفای چهار نامزد انتخاباتی در پنج سال پیش،
نوشتم وگفتم که تنها راه ناقص اما قابل انجام برای مقابله
با هیات مدیره کنگره، تاسیس نهاد یا نهادهای دیگریست که
روی این کنگره ورشکسته سایه بیاندازند. اما اتاق فکر دیگری
وجود دارد که اصرار دارد این لاشه را هرازگاهی بادکند.
من از قصد ونیت ایشان خبر ندارم. اما میدانم که حدود یکدهه
است که فقط شکست خورده اند. تغییری در روش نمیدهند وتغیبراتشان
در آدمها هم عمدتا ظاهری و نمایشی است.
نه این روش را میپسندم و نه آن را موفقیت آمیز میدانم. به
شهادت ده سال گذشته.
امیدوارم دوستان نقد صریح و بی پرده ام را به دل نگیرند.
با اجازه از عضویت در این گروه معذورم.
موفق باشید |
| 2 |
|
|
|
|
Kurosh SA
به نظر من هم وارد شدن به این بازی، بازی در زمین ج.ا. است همانطور
که شرکت در انتخابات در ایران. راستش قصد داشتم متنی بنویسم که شما
پیش دستی کردین …
خلاصه اگر هدف پی گیری منافع ایرانیان کاناداست راههای بسیار دیگری
هم هست …
Tina Gohar
درود جناب سروستانی
در ابتدا هر مطلبی در زیر نگاه شخصی و فردی من هست و نگاه و جواب
کمپینگ را در بر نمی گرد.
دلیل جواب شخصی هم کمی شخصی کردن مطلب شماست که حق جواب را بوجود
آورد!
اول، سپاس از اینکه وقت خودتون را گذاشتید و عقایدتون را گفتید.
این کمک خواهد کرد که دوستانی که به قول شما جدید هستند بیشتر با
عقاید و نوع نگاه شما به مسایل اجتماعی آشنا بشوند.
چون به نظر شخصی من ، همه ما به یک اندازه در مقابل داشتن یک
کامیونیتی سالم، پویا و نهادینه مسول هستیم و متاسفانه در مورد
کامیونیتی خاص ما این سلامت بخشی رابطه مستقیم پیدا کرده با مبارزه
با همسویان ج ا که دغدغه کامیونیتی را اساسا ندارند!
باورم بر این هست که همه ما با توجه به جهان بینی خودمون این راه
را در پیش می گیریم. غلط یا درست! کاملا نسبی!
و اما در یک دید کلی ، یکی از مشکلات ما این بوده که به جای هدف
محور بودن فرد محور شدیم! و این به هر هدفی ضربه میزند!
روزی که ما بتونیم فارغ از نام نا آشنای من در جامعه یا نام مشهور
شما در جامعه ، هدف محور بشیم، انروز ما صاحب جامعه ای پویا خواهیم
شد. آنوقت ما بزرگ میبینیم! آنوقت همه باهم برای رسیدن به هدف بهتر
کنار هم قرار می گیریم! در طول تاریخ و به همین تازگی، ما جایی از
دست دادیم که به جای هدف روی افراد متمرکز شدیم و بعد مرز و سد کشی
های که هدف را تحت شعاع قرار داد!
و الغرض، اینکه من معروفم یا نه، دغدغه زندگی من نیست، اهمیتی هم
ندارد! شاید اگر خواننده بودم داشت! به عنوان یک فرد آکادمیک و
محقق عملا مهم نیست!
مهم این هست که من تا کجا بتونم با استفاده از اطلاعات، قدرت بررسی،
علم و قدمهای محکم و مستمر یک هدف را که نیت خیر پشت آن هست اجرایی
بکنم در حد یک فرد مسول در جامعه !
در بخش دوم کلمه « رهبر» هست!
که هر آنچه ما را آسیب زد از این کلمه منفور رهبری بود!
باور کنید کلمه رهبر را که می گویید، در جامعه ما کهیر را شایع می
کند!
من نه ادعای رهبری دارم، چه معروف باشم چه نباشم!
نه اساسا حرکتی را رهبری می کنم! نه ادعای همواره من بهتر و بیشتر
و کاملتر می دانم! اما ادعا می کنم که ۲۲ سال متوالی در بطن این
جامعه هر کجا لازم بوده که حرکتی به نام ایران، ایرانی، مخالفت با
ج ا، بوده سعی کردم با تکیه بر تجربه و علم خودم کمکی باشم برای
رسیدن به هدف بزرگتر ، که هدف هست که زندگی را معنی میدهد!
و باز عقیده شخصی من این است که اگر روزی جامعه ما و افراد جامعه
ما به جای دشمنی، خود محوری و فرد محوری، همکاری و همیاری سازنده
که بخشی از آن اتفاقا انتقاد سازنده است را داشته باشند ، انروز نه
ج ا خواهد ماند، نه کنگره ای همسو! دلیل اصلی حضور همه اینها ،
زاییده تراوماهای یک جامعه بهت زده است!
موفق و پایدار باشید !
Sareh Sokoot
ایمان جان نظرت دقیقا با نظر من یکی ست. من هم به عنوان کسی که حتی
ایده انحلال این نهاد رو پیگیری کرد باید بگم که گروهی که به هر
قیمت حاضر به بسته شدن این نهاد نیست نادانسته داره اتفاقا این
نهاد رو برای ج.ا تقویت میکنه(معتقدم که نادانسته ست، امیدوارم که
واقعا نادانسته باشه وگرنه که ج.ا با خطری روبرو نیست کلا)
Foad Goodarzi
آقا ایمان عزیز
برعکس نظر شما اتفاقا راه حلی که شما ارائه میدهید بیش از این
بارها امتحان شده است. همین الان هم دهها نهاد موازی در جامعه
ایرانی کانادایی وجود دارد که سعی میکنند دستکم بخشی از این جامعه
را نمایندگی کنند اما هیچکدام ار آنها نمیتوانند جلوی لابیگری هیئت
مدیره کنونی به نفع ج ا را بگیرند. درواقع اگر دغدغه شما این است
که نقشه راه کمپین پیش از این امتحان شده است راه حلی که شما ارائه
میدهید چندین برابر بیشتر امتحان شده است و دستکم از نظر ممانعت در
برابر نفوذ ج ا از طریق کنگره کاملا ناموفق بوده است. اگر بناست
آزموده را دوباره آزمایش نکنیم این "تاسیس یک نهاد دیگر" است که
پیش از این بارها امتحان شده و همین الان هم نمونه های مشابه
فراوانی دارد که اگر چه همگی مفید و به نظر من لازم هستند اما
هیچکدام نمیتوانند در برابر فعالیت های هییت مدیره به نفع ج ا
مقاومت کنند
ممنون
Shahram Tabe
آقای ایمان کمالی سروستانی،
چه خوب که به این صفحه تشریف آوردید. این تصمیمتان که میخواهید
بروید هم محترم است.
یکی دو نکته:
گفتهاید ارزیابیتان این است که "آنها" – که بهنظر می رسد
منظورتان هیئت مدیره کنگره باشد – توانایی جمع کردن 5000 نفر و
مخالفین توانایی جمعآوری 2000 نفر را دارند. میشود لطفا بگویید
این دو عدد را چگونه بهدست آوردهاید؟
شک ندارم شخص تحصیلکردهای مانند شما – با دو مدرک فوق دکترا – به
روشهای ارزیابی علمی آشنا هست، و تنها برای کوتاه کردن سخن بوده
که جزئیات محاسبات دقیقتان را مطرح نکردهاید. با اینحال، از آنجا
که، بیتردید، چنین محاسباتی برای دستاندرکاران این کمپین نیز
بسیار پرفایده خواهد بود میخواستم خواهش کنم این که چگونه به این
دو عدد رسیدید را در اختیار گردانندگان این کمپین نیز بگذارید.
از آنجا که من چند سالی میشود که با کنگره و گردانندگان کنونی و
پیشینش آشنا هستم، یک حساب و کتابهای سردستی کردهام اما جوابهایی
که بهدست آوردم با اعدادی که شما میگویید زمین تا آسمان متفاوت
از آب درآمد. برای نمونه، نتیجه انتخابات 2020 (همان چهار سال پیشی
که شما میگویید بنای ارزیابیتان بوده است) نشان میدهد که "آنها"
و "ما" با اختلاف کوچکی هرکدام 1500 رای داشتیم. باز، بنا بر
گزارشاتی که همان زمان در رسانههای انگلیسی زبان (نشنال پست و
آتاوا سیتیزن) منتشر گردیدند، "آنها" از رای تعداد زیادی
ونزئلایی و افراد دیگر غیر ایرانی بهره بردند که با وساطت حزب سبز
به عضویت کنگره درآمده بودند. حتما شما هم بهخاطر دارید که دخالت
مستقیم این حزب در امور داخلی جامعه ایرانی مورد شماتت رسانهها
قرار گرفت. تازه، این اعداد مربوط به دوران پیش از جنبش زن، زندگی،
آزادی میشد و با شروع این جنبش، توازن قوا بهشدت برعلیه همسویان
جمهوری اسلامی چرخید تا جایی که در زمان انتخابات امسال، تنها 174
نفر عضو کنگره بودند.
به این ترتیب، حساب و کتابهای ساده من نشان می دهند که رهبران
جوان این کمپین – که شما اسمشان را نشنیده اید اما من افتخار
همکاری با آنان در چند برنامه بسیار موفق را داشتهام – چندان
بیراه نرفته اند. راستش، توصیه من به آنها این بود که با اطمینان
پیش بروید، حتما موفق خواهید شد. اما حالا که شما میگویید ارزیابیهای
دقیقی کردهاید که همه نشان از این دارد که موفقیتی در کار نخواهد
بود، احساس گناه میکنم که نکند آنها را به بیراهه کشانده باشم.
این است که اجازه میخواهم باز از شما خواهش کنم جزئیات ارزیابیتان
را مطرح کنید که اگر اینطور است که شما میگویید، تا دیر نشده
نیرو و توانشان را بههدر ندهند و راه بیهوده نروند.
از راهنماییهایتان سپاس فراوان خواهم داشت.
Shahram Tabe
آقای ایمان کمالی سروستانی،
از پاسخ روشنگرانهتان و اینکه تایید نمودید ارزیابیتان نادقیق و
غیرعلمی بوده بسیار سپاسگزارم. با اینحال، جسارتا عرض میکنم، حیف
است شخصیت فرهیختهای مانند جنابعالی بر اساس ارزیابیهای نادرست
حکمی چنین قطعی بدهند که این کمپین حتما شکست خواهد خورد. برای
اعتبار خودتان خوب نیست.
اما برای اطمینان یکی دو نکته را میپرسم:
یکی اینکه، با توجه به تایید خودتان که حکمتان بر اساس ارزیابیهای
نادقیق و غیرعلمی بوده و نباید چندان روی آن حساب کرد، آیا من
اجازه دارم از جانب شما به رهبران جوان این کمپین کمی دلگرمی بدهم
که اوضاع آنقدرها هم بد نیست و تلاشهایشان شاید موفق از آب در
آید؟
دیگر اینکه، با اینکه خودتان هم تایید فرمودید که ارزیابیهایتان
دقیق نبودهاند، میشود لطفا همان ارزیابیهای نادقیقتان را هم در
اختیار رهبران کمپین بگذارید که چگونه به دو عدد 5000 طرفدار "آنها"
و 2000 طرفدار مخالفین رسیدهاید؟ این موضوع بهویژه مهم است چون
در کامنت اخیرتان طرفداران آنها را به 3000 کاهش دادهاید بی آنکه
در مورد این کاهش توضیح دهید (نوشتهاید: "تحلیل شخصی ام این است
که تا دو برابر آن تعداد [یعنی دو برابر 1500 نفری که به آنها رای
دادند] را هم میتوانستند در صورت لزوم مچ کنند". آیا رهبران جوان
این کمپین باید مبنا را 3000 قرار دهند یا 5000؟
و بلاخره اینکه، در کامنت جدیدتان عنوان نمودهاید: "... درباره (آخرین)
انتخاباتی که در آن شکست خوردید ... هیات مدیره مچ میکرد [فکر کنم
منظورتان همان Match است که به فارسی نوشتهاید]. یعنی مثلا نگاه
میکرد و میدید شما صد نفر آورده اید، آنها دست میکردند صدنفر
اضافه میکردند." جسارتا، میشود لطفا منبع و نوع این ارزیابی اخیرتان
را هم توضیح دهید که علمی، غیرعلمی، دقیق، نادقیق، کهنه، جدید، یا
شخصی است؟ یعنی مثلا بهنظر شما آنها دست میکردند از کجا صد نفر
بیرون میآوردند؟ چند مورد از این صد نفر بیرون آوردنها پیش آمد؟
شما چگونه از این موضوع مطلع شدید؟ آیا برای پیشگیری از این موضوع
کاری انجام دادید؟ و اگر اینطور است که شما میگویید، چرا حالا به
دریوزگی افتادهاند و دارند التماس میکنند افراد بروند عضو کنگره
بشوند؟ آیا شمایی که میگویید (و من شخصا آن را تحسین میکنم) "...
زیر پوست شهر را مبگردم و میدانم. مشاهدات شخصی ام را به چهارتا
محفل هنری و ادبی وسیاسی خاص محدود نمیکنم" میشود لطفا توضیح
دهید چگونه به این ارزیابی رسیدهاید؟ من شک ندارم رهبران جوان
کمپین از این راهنماییهای شما بسیار استفاده خواهند برد (آخه میدونید،
من این پیشبینی شما که این کمپین بین یک ماه تا یک سال دیگر شکست
خواهد خورد را برای همه این جوانها فرستادم و به آنها توصیه کردم
به دلیل دقتی که شما همیشه در پیشگوییهایتان دارید بهتر است بیگدار
به آب نزنند. اما چندتا از آنها – که تصادفا آنها هم فوق دکترا
دارند، اما نه به اندازه شما – جواب دادند "آخه شهرام، این حرفا که
شما برید سال دیگه بیاید تا بهتون نشون بدم من درست گفتم، مال
دورهمیهای خانوادگی و آدمایی هست که از گفتگوی منطقی کم میارن. در
محافل علمی کسی اینطور بحث نمیکنه!" من فکر کردم پیش از اینکه
جوابی به آنها بدهم موضوع را با خودتان در میان بگذارم).
Shahram Tabe
آقای ایمان کمالی سروستانی،
از نصیحتهای مشفقانهتان بسیار سپاسگزارم. چشم! حتما تمام اینهایی
را که گفتید انجام خواهم داد. با آینه منزل مشورت خواهم کرد و از
تمام کسانی که باعث شکستشان شدم عذرخواهی خواهم نمود. اما شما هم
لطف کنید و به این یکی دو پرسش سادهای که در بالا مطرح کردم پاسخ
بدهید که آن اعداد 3000 (5000 سابق) و 2000 را چگونه محاسبه نمودید؟
و چگونه متوجه شدید که "آنها" صد تا صد تا نفرات ما را – بهقول
خودتان – "مچ" خواهند کرد؟
بار دیگر برای نظرات و نصیحتهایتان صمیمانه سپاسگزارم.
Yasser Qorashi
ایمان جان اجازه دارم پست شما رو در توییتر به اشتراک بگذارم؟
Iman Kamali
Sarvestani
در دنیا دو نوع پروژه وجود دارد:
پروژه های سرکاری، که من گاهی آنها را پروژه ظهور مهدی مینامم. این
پروژه ها تاریخ اتمام ندارند و نا هر زمان دلخواه در آینده میتوانند
کش بیایند. افرادی هم که دنبال این گونه پروژه ها میروند هرروز به
خودشان وعده میدهند که این پروژه بالاخره یک روز پیروز خواهد شد.
آنها هزاران سال ونسلهای متمادی صبر میکنند و هر جمعه به جمعه
دلشان را صابون میزنند که آخ جان این جمعه بالاخره خواهد آمد. اما
در واقعیت، آن جمعه هرگز نخواهد آمد و فقط وسیله ای برای سرکار
گذاشتن و سرگرم کردن مردم است. برایش اهمیتی همندارد که مردم را
منتر کرده و سرکار گذاشته.
دوم: پروژه های جدی دنیای واقعی که تاریخ شروع و انتها و مراحل
کارشان نسبتا مشخص و برنامه ریزی شده.
با توجه به اینکه دوستان با وجود تاکید روی این سوال که “این پروژه
چه زمانی پایان یافته تلقی میشود؟” پاسخی نمیدهند، فکرم بیشتر به
سمت پروژه های سرکاری انقلاب مهدی میرود. حالا شاید هم اشتباه
میکنم. ممکن است یکی از دوستان بگوید این پروژه را چه زمانی باید
پایان یافته دانست؟ چه با پیروزی و چه با شکست. آیا تاریخ خاصی
برای این اقدام درنظر گرفته شده؟ این تاریخ یک ماه دیگر است؟ یا یک
سال دیگر است؟ یا جای نامعلومی در آینده است؟ یکی از جمعه های
آینده از الان تا ابد؟
Saba Shahcheraghi
سلام خدمت شما،
ممنون که وقت گذاشتید و نظرتون رو مطرح کردید.
دوست گرامی، اگر این کمپین چندین بار دیگه هم شکست بخوره، باز هم
وظیفه ی ماست که چند باره برای کوتاه کردن دست ج ا از نهاد هامون
هم افزایی کنیم و تلاش خودمون رو بکنیم.
افرادی که در حال حاضر در کمپین فعالیت می کنند از تاریخچه ی اون
آگاه هستن و با علم به این مسایل برای کمپین بازپس گیری کنگره
داوطلب شدهن. نگاه ما به فرد یا جریان خاصی نیست . امید ما به
تلاش خودمون هست. بری از نقص و اشتباه هم نیستیم ولی سعی می کنیم
از گذشته درس بگیریم و بهتر عمل کنیم.
در مورد یک نهاد جدید، اون هم ممکنه ولی در هر صورت این هیات مدیره
باید برکنار بشن و ماهیت اصلی شون برای اعضای جامعه فاش بشه.
با تشکر .
Kavoos Soofi Siavosh
ایمان جان من فکر میکنم شما به نکات خوبی اشاره کردید اما من از ان
نکات مورد اشاره شما نتیجه نمیگیرم که نباید بر علیه هیات مدیره
حرکتی کرد بلکه نتیجه گیری من اینست که اگر قرا است حرکتی فراگیر
ایجاد شود باید با فکری باز تر و قدمهای محکمتری گام برداشت.در ضمن
با اعداد و ارقامی که در مورد طرفداران ذکر کردی موافق نیستم.بعد
از انقلاب زن زندگی ازادی خیلی ها از همسویان فاصله گرفتند تا جایی
که الان دیده میشه که یاران سابق انها با هیات مدیره مخالفت سخت
دارند.حدس میزنم الان دیگه بیژن احمدی هم حتی حاضر نیست در کنار
این هیات مدیره بایستد.
Iman Kamali Sarvestani
دوستان گرامی,
علیرغم شلوغ بازیهای این و آن, چند موضوع را نمیشود انکار کرد:
۱_ "گروه کارزار" خودشان مشکل را ایجاد کرده اند. آقایان تابع
محمدی, کهنمویی پور و دیگران که به صورت عمومی به نام "گروه کارزار"
مینامم, خودشان در سال ۲۰۱۵ با "کارزار"ی مشابه, بیژن احمدی و سوده
قاسمی را به هیات مدیره فرستادند. همین گروه هم به اعضای دیگر هیات
مدیره آینده لوح افتخار دادند و بادشان کردند. من میگویم "اشتباه
کردند". خیلی ها میگویند اشتباهی در کار نبوده و برنامه شان همین
بوده. اما من حتی اگر چنین اشتباهی کرده بودم, کلا استعفا میدادم.
در سیاست و امور اجرایی با خیلی کمتر از اینها استعفا میدهند. اما
دوستان حتی حاضر نیستند قبول مسولیت کنند. چه رسد به عذرخواهی و
استعفا.
۲_ این گروه در ۲۰۱۷ علیرغم درخواستهای مکرر هیچ نامزدی معرفی نکرد.
در ۲۰۱۸ علیرغم تلاشهای فراوان نامزدی ارائه نکرد تا ثانیه آخر.
واقعا ثانیه آخر. آنها در آخرین شب, چهار نامزد معرفی کردند که بعد
از یک دوره تبلیغات انتخاباتی, به همان عجیبی که آمدند, به همان
صورت عجیب و غریب هم شب انتخابات از نامزدی انصراف دادند. همین
گروه در ۲۰۲۰ در جلوی چشمان تیزبین قاضی دادگاه انتاریو انتخابات
را به روشهای اشتباه خود و نادیده گرفتن انتقادها باختند. همین
گروه در دو انتخابات بعد از آن حتی شرکت هم نکرده اند. هرکس دیگر و
هر گروه دیگری بود باید تا اینجا شش هفت بار استعفا داده بودند.
اما ایشان حتی حاضر نیستند به نقش منفی و تقصیرات خود در این ده
سال اشاره کنند. از نظر ایشان همیشه "دشمن" مسبب شکستها است. ایشان
هرگز اشتباهی نداشته اند. خیر دوست عزیز, در سیاست و در کار اجرایی,
افراد بعد از هرکدام از این شکست ها استعفا میدهند. اما ماشاالله
دوستان آنقدر محکم چسبیده اند به این کمپین و آن کمپین که ...
۳_ هرروشی که در اس جی ام ممکن باشد در انتخابات هم ممکن است و
برعکس. اگر این گروه میتوانست نفر و عضو بگیرد و اس جی ام مطرح کند,
خوب به همان ترتیب هم میتوانست عضو بگیرد و انتخابات را ببرد.
سابقه ده سال شکست متمادی در مقابل مشکلی که خودشان درست کرده اند,
فقط ناتوانی این گروه در ارائه راه حل مناسب را نشان میدهد. باقی
لفاظی و بازی با کلمات است برای از دوش باز کردن تقصیرات و فرافکنی.
مساله کاملا روشن و ساده است.
Iman Kamali Sarvestani
درود بر همگی,
اگر به جناب تابع محمدی یا دیگر زعمای کامیونیتی برنمیخورد ممکن
است بپرسم از دو ماه پیش که این نوشته را پست کردم تا امروز چه
پیشرفتهایی حاصل شده؟ اگر "جوانان آکادمیسین" جدیدی که جناب تابع
محمدی میگویند بالاخره پذیرفته اند که "مرور و مانیتورینگ" پروژه
بخشی از کل کل خیابانی نیست و در حقیقت یک روش بسیار مهم دانشگاهی
و علمی است ممکن است یک آپدیتی بدهید که چه پیشرفتی حاصل شده؟ دست
کم از روی تعداد اعضای همین صفحه که نمیشود پیشرفت قابل ملاحضه ای
دید. بالاخره پروژه هایی که هیاتی و "این جمعه میاید"ی تعریف شوند
ته ندارند. اما اگر دانشگاهی و با مبانی درست و حسابی مدیریت پروژه
پیش بروند که حتما دو ماه زمان مناسبی برای برگشتن و نگاه کردن به
مسیر است. نیست؟
Kavoos Soofi Siavosh
Iman Kamali Sarvestani ایمان جان اینطور که مشخصه شما زیاد هم "از
عضویت در این گروه معذور" نیستید ،بلکه شاید بشه گفت یکی از
فعالترین اعضای این گروه هستی و من این را به فال نیک میگیرم که
همچنان ته ذهنت به مسائل کنگره علاقهمندی اما از این نکته که
بگذریم به مسئله مهمی اشاره کردی که از تعداد پایین اعضای این پیج
نتیجه گرفتی"پیشرفت قابل ملاحضه ای" دیده نمیشود،من داستان را جور
دیگری میبینم ،نمیشه از تعداد اعضای این گروه نتیجه گرفت که هیچ
پیشرفتی حاصل نشده چون تعداد امضا کنندگان نامه از تعداد اعضای این
صفحه بیشتر است اما میشه نتیجه گرفت که گردانندگان این پیج موفق
نبوده اند و شاید میبایست در سیاست گرداندن این صفحه تجدید نظر
کنند.من بدون خبر گرفتن از هیچ یک از اعضای این کمپین میتونم حدس
بزنم که به یک هسته اولیه ای وظیفه محول شده مثلا نفری 10 نفر را
اضافه کنند و .... ادامه داستان.من فکر میکنم این سیستم برای جمع
کردن 2500 نفر کمی ضعیف هستش،البته همه اینها حدسیات من هستش 🙂
شاید هم روشهای دیگری را پیش گرفتند اما من خودم به زودی برای جمع
کردن امضا دست به کار خواهم شد. یه حدس دیگه هم که میتونم بزنم
اینه که برای جواب دادن به این کامنت ایمان جلسه ای گذاشته بشه و
هماهنگ بشه که به ایمان چه پاسخی بدهیم.دوستان عزیز گرداننده این
صفحه باید بدانند که برای راه افتادن این گروه باید گفتگو ایجاد
بشه و ایمان علی رغم نیتش داره به شما کمک میکنه.شما بیشتر دارید
به صورت یک پیج فیسبوکی با این گروه فیسبوکی برخورد میکنید. خسته
نباشید و موفق باشید.
Iman Kamali Sarvestani
Kavoos Soofi Siavosh کاووس گرامی,
اول, من هرگز عضو این گروه نشده ام. به هیچ پستی از این گروه هم
هیچ واکنشی نشان نداده ام. بنابراین فکر میکنم کماکان در زمره "از
عضویت معذورم" قرار میگیرم.
دوم, اینکه من, بعد از دو ماه بیایم و سوالم را دوباره مطرح کنم و
این حضور دوماهی یک بارم بشود "فعالترین" عضو گروه, خودش به بهترین
شکل نشان دهنده مشکلی است که درباره اش صحبت کرده ام و نوشته ام.
از گروهی که من بشوم فعالترین عضوش چه انتظاری میتوان داشت؟
سوم, من هرگز نگفته ام موضوع کنگره مهم نیست. این روش که این گروه
مشخص دست کم ۱۰ سال است امتحان کرده و همیشه شکست خورده را قبول
ندارم. اما اهمیت موضوع کنگره را هیچ وقت زیر سوال نبرده ام.
چهارم, بعد از شکست سال ۲۰۲۰ جلسه گذاشتند. در آن جلسه به جای آنکه
بنشینند و ببینند خودشان کجا اشتباه کرده اند, به این نتیجه رسیدند
که باید با "پدیده ایمان کمالی" چطور برخورد کنند. خنده دار نیست؟
گریه دار نیست؟ آقایان و خانمهای "رهبر کامیونیتی" به جای آنکه
بنشینند و خودشان را اصلاح کنند که کجای کار خراب کرده اند, با
فرافکنی, مشکلات و نقایصشان را گردن این و آن انداختند. منظورم این
است که اولین بار نیست که دوستان برای مقابله با یک شخص جلسه
میگذارند. عادت داریم. فراموش نکرده ایم که چگونه با یک رفتار کالت
گونه و گنگ گونه تخریب میکردند (و میکنند). اما دل ما بزرگ تر از
نفرت ایشان است. کودک دیروز و امروز هم نیستیم که با این حرکتهای
ابتدایی بترسیم.
پنجم, شما از نیت من چگونه خبر دار شده ای؟ خدای ناکرده به دستگاه
"نیت خوان" دسترسی یافته ای؟
ششم, بالاخره شما (یا کس دیگری) میداند چه پیشرفت ملموسی در این دو
ماه صورت گرفته؟ یا هیچ کس نمیداند این "جمعه میاید" بالاخره کی
میاید؟
هفتم, موفق باشید.
Kavoos Soofi Siavosh
ایمان جان ابتدا بگم که من "دستگاه نیت خوان "ندارم اما از صحبتها
شما برداشت میکنم نیت شما تضاد و مقابله با این حرکت است. اگر
اشتباه میکنم از شما عذرخواهی میکنم ،چه بهتر که اینجا تضادی نیست.
دوم خوشحالم که مسئله کنگره برات مهم هستش. سوم، صد درصد باهات
موافقم که روشهای دوستان عزیز شرایط کافی برای کنار زدن عوامل ج.ا
در کنگره را ندارند.مثل تیم فوتبالی میمانند که همه نوک حمله هستند
و هیچ هافبکی ندارند و اگر ارنج تیم را 100 بار دیگه اینگونه
بچینند بازهم شکست خواهند خورد .انها توانایی لازم برای ارتباط
گرفتن با لایه های میانی جامعه را ندارند،کاری که کمپین موفق "من
هم یک ایرانی کانادایی هستم" به خوبی انجام داد و با چندین هزار
ایرانی رو در رو صحبت کرد و نه تنها اعضای کنگره را افزایش داد
بلکه مردم را تشویق کرد که به کاندیداهای ایرانی تبار مجلس رای
دهند. چهارم، این گروه قابلیت هایی داره و میتونه به اندازه توان
خودش درصدی از این وزنه سنگین را بلند کنه،من و شمایی که عضو این
گروه نیستیم میتونیم به سه گونه عمل کنیم اول اینکه بی تفاوت باشیم
دوم وزنه را برایشان سنگین تر کنیم و شکستشان را ببینیم و سوم به
اندازه زور خود وزنه را سبک کنیم و به هدف اصلی خودمان که کوتاه
کردن دست عواما رژیم از این سازمان است برسیم. ایمان جان شما هم به
تنهایی نمیتوانید این وزنه را بلند کنید اما تا انجا که من با شما
اشنایی دارم توانایی هایی دارید که میتوانید برای این کامیونیتی
کارهایی انجام دهید. تا اونجایی که باز از شما شناخت دارم با این
هیات مدیره همسو میانه خوشی نداری.من از شما خواهش میکنم با توجه
به وضعیت نا به سامان کامیونیتی ایرانی و وضعیت بحرانی ایران استین
ها را بالا بزنید و بی توجه با اینکه روش شهرام چگونه است خود وارد
گود شده تا این هیات مدیره همسو را کنار بزنیم.