1- در ماه جون 2012 فرخ زندی، از جناح راست و رئیس
کنگره وقت، که خود را نماینده ایرانیان قلمداد کرده، در سنای
کانادا به سخنرانی پرداخته و تقاضای سختگیری های بیشتری علیه
جمهوری اسلامی میکند.
2- در ماه فوریه 2017 بیژن احمدی، از جناح چپ و رئیس کنگره فعلی،
که او نیز خود را نماینده ایرانیان قلمداد کرده، در سنا تقاضا
همکاری با جمهوری اسلامی را میکند.
3- در سال 2012 جناح چپ که بیشتر توسط نیاز سلیمی، محمد سلیمانی،
شعله دولت آبادی، سعید سلطانپور، نمایندگی میشد براندازان را
خائنین به وطن میخواندند.
4- آنها به این معترض بودند که کنگره ایرانیان نمایندگی کامیونیتی
را به عهده نداشته، و این نهاد نباید بصورت ابزاری توسط هیت مدیره
برای رسیدن به اهداف خود مورد استفاده قرار گیرد.
5- امروز همان افراد کنگره را نماینده کامیونیتی میدانند، بیژن
احمدی را سردار وطن مینامند و اشکالی هم نمی بینند که این کنگره
بازیچه دست قرار گیرد.
6- در سال 2012 از بیژن احمدی، سوده قاسمی، پویان طبسی نژاد، مهدی
صمدیان، تایاز فخری، مهران فرازمند، بهزاد جزی زاده، و دلشاد امامی
اثری نبود.
7- این افراد و بسیاری دیگر که اکثرن پرورش یافته در محیطی که
فرهنگ نظام جمهوری اسلامی بر آن حاکم بوده نسل دوم جناح چپ را در
کامیونیتی در حال تشکیل دادن میباشند.
8- طبیعی مینماید که این افراد بیشتر آن فرهنگ را در خود نهادینه
کرده باشند تا فرهنگ دموکراتیک کانادا را.
9 - در جناح راست نسل دومی بوجود نیامده، و نسل اولی ها هم
نتوانسته اند خود را با شرایط امروز وفق دهد.
10- آنچه مسلم است هر دو جناح در انحصار طلبی، عدم قانونمندی، عدم
شفافیت، عدم جوابگوئی، عدم دیالوگ و بطور کلی در عدم دموکراتیک
رفتار کردن مشابه میباشند.
11- در سالهای 2012 تا 2015 نحوه عمل جناح راست باعث گشته بود که
جناح چپ خود را مظلوم و دموکراتیک بنمایاند.
12- امسال جناح چپ در مدت بسیار کوتاهی چهره واقعی خود را نشان
داده و آشکارا چنان عمل مینماید که اگر انگاری خود جمهوری اسلامی و
یا نماینده آن است.
13- مشخص است تا زمانی که اینچنین ادامه پیدا کند کلیه فعالیت ها
به جنگ روانی بین چهار صد الی پانصد فعال اجتماعی کامیونیتی خلاصه
شود. دولتمردان به خوبی از تفرقه در کامیونیتی آگاه بوده و به هیچ
وجه ما را جدی نخواهند گرفت.
14- اگر قرار باشد که جناح میانی بوجود آید نباید
خطای گذشته را تکرار کرد. به این و به آن وابسته نبودن کافی نبوده،
بلکه دموکراتیک فکر و عمل کردن، شفافیت، قانونمندی، مردمی عمل
کردن، جوابگوئی، تمایل به دیالوگ، میبایست معیار قرار گیرند. در
این صورت دیگر فرقی نمیکند که شخص به کدام جناح تعلق داشته باشد.